•
اصلا فكرش را نميكردم روزي به ايران بيايم اما حرفهام باعث شد به ايران
بيايم و با ديدن مردم ايران و فرهنگشان علاقهام دوچنـــدان شد و بعد از
آشنايي با همسرم عاشق او شدم و ازدواج كرديم. اصلا به ماندن در ايران فكر
نميكردم، چه برسد به ازدواج.
• روز خواستگاري خيلي خوشحال بودم و
اين شروع يك زندگي جديد برايم بود، البته خانواده همسرم در اين راه خيلي
به من كمك كردند. راستش را بخواهيد هيجان زيادي داشتم براي رسيدن به
هدفم، مصمم بودم و ساير مسائل برايم مهم نبود.
• فرهنگ ايران با كشور من متفاوت است؛
ايران كشوري است با فرهنگ اسلامي در خاورميانه كه با برزيل تفاوتهاي
زيادي دارند اما من ايران و فرهنگاش را بيشتر از برزيل دوست دارم.
باورتان نميشود اما از وقتي لب به غذاهاي ايراني به خصوص كوبيده و قورمه
ســـبـــزي زدم ديگر به غذاهاي برزيلي فكر نميكنم.
• خانوادهام وقتي خبر ازدواج با يك
دختر ايراني شنيدند تعجب نكردند؛ بلكه ترسيدند، چون چيزهاي خوبي از ايران
نشنيده بودند اما وقتي با سيمين به برزيل رفتيم و آنها ديدنش، نظرشان عوض
شد اما هنوز ترس داشتند تا اينكه به ايران آمدند و فهميدند مسايلي كه در
مورد ايران گفته ميشود وجود نـــدارد. الان راضي هستند.
• روابط زنها و مردها در ايران توجه
مرا جلب كرد و وقتي ديديم ميان آنها احترام و مرزبندي رعايت ميشود
علاقهمند شدم به اسلام و بعد هم كه ازدواج كردم و با خواست خودم مسلمان
شدم.
• اسم ايرانيام را مادر زدنم براي من انتخاب كرد و فكر ميكنم اسم جالبي باشد.
• من ۳۱سال سن دارم و ميتوانم تا
چندسال ديگر دروازهباني كنم؛ ولي دوست دارم دخترم ايزابلا جعفري كارواليو
دوسانتوز را در ايران و به شيوه ايراني تربيت كنم، در برزيل آزادي بيش از
حد براي تربيت دختربچهها مشكلساز است.
• فوتبال برزيل به لحاظ امكانات و
مسائل حرفهاي خيلي از ايران جلوتر است و ليگهاي استاني برزيل با
برنامهتر و بهتر از ايران برنامهريزي ميشود چه برسد به ليگ برترشان.
ايران اگر ميخواهد در فوتبال پيشرفت كند بايد خيلي حرفهاياتر از اين كه
الان هست عمل كند.
• دليل ورود بازيكن ضعيف برزيلي به
فوتبال ايران از مديران برنامه و باشگاههاست؛ مدير برنامهها دروغ
ميگويند و مدير باشگاهها هم تحقيق نميكنند و همين موضوع سبب ميشود
بازيكنان ضعيف وارد فوتبال ايران شوند.
اصفهان
آمده بود، يكدل نه صددل عاشق كارمند روابط بينالمللي باشگاه ذوبآهن
شد. دروازهبان برزيلي هرچه زمان گذشت از فرهنگ ايران و آداب رسوم ايراني
خوشش آمد و در نهايت حاضر شد مسلمان هم شود؛ او كه برخلاف هموطنانش مخالف
بيبندوباريهاي رايج در كشورش بود، سبب شد تا پايههاي زندگياش را با
يك آباداني اصيل شكل دهد تا زياد هم از برزيل دور نشود. خانم جعفري همسر
فابيو اكنون از اينكه با يكخارجي ازدواج كرده، خوشحال است و ميگويد در
خواب هم نميديده با يك برزيلي ازدواج كند. با او در خصوص اين سبك از
زندگي صحبت كرديم:
• من در باشگاه ذوبآهن اصفهان كار
ميكردم و به خاطر كارم در امور بينالملل با بازيكنان خارجي ارتباط داشتم
و همين موضوع باعث آشنايي ما شد. معيارم براي ازدواج با فابيو بيشتر
علاقه بود و بعد سعي كردم بقيه جوانب را درست كنم. .
• او چون تا حالا در كشورهاي مسلمان
بازي نكرده بود، حجاب ايرانيها برايش پديده تازهاي بود. با خانوادهام
مشكل نـــداشت، اما اوايل كمي سخت بود چون پذيرش اين موضوع براي
خانوادهام كمي دشوار بود. من هم گفتم يك روز بيايد خانه تا پدر و مادرم
او را ببينند.همان روز خواستگاري صحبت كرد و خودم شدم مترجم خواستگارم
(خنده)
• راستش فكرش را نميكردم با يك
فوتباليست ازدواج كنم، آنهم از نوع خارجي؛ ازدواج با فابيو زندگي مرا عوض
كرد؛ البته ازدواج با يكفرد غيرايراني سختيهاي خاص خودش را دارد، ما
دائما در سفر بين ۲كشور هستيم يا اينكه خانواده فابيو به ايران ميآيند.
• فرهنگ آنها خيلي شبيه به
ايرانيهاست، بهخصوص قسمت جنوب ايران. من چون آباداني هستم با خانواده
فابيو راحتم. آنها دستودلباز و خونگرم هستند و غذاهاي تند هم زياد
ميخورند. البته برخي از رفتارهايي كه دارم و يا غذاهايي كه تهيه ميكنم،
برايشان جالب است.
• در مورد فوتبال مشكلي نـــداريم. خوشبختانه هر ۲پرسپوليسي هستيم، البته صنعت نفت جاي خودش را دارد.
• در مورد علاقه آباداني ها به برزيل
يك چيزهايي برايش گفته بودم، اما باورش نميشد تا اينكه رفتيم آبادان،
آنجا يك دستفروش كلي دمپايي ابري با پرچم برزيل ميفروخت كه براي فابيو
جالب بود و وقتي بازيهاي صنعت نفت را ديد و شعار هواداران را شنيد،
متوجه حرفهاي من شد.
• زندگي فعليمان راضي كننده است و
چون علاقه و عشق اصليترين مساله زندگيمان است مسائل ديگر را سخت
نميگيريم. درآمد فابيو كفاف زندگيمان را ميدهد. اتفاقا دنبالش هستيم تا
مليت ايراني براي فابيو بگيريم تا بتواند در ليگ برتر هم بازي كند.
• البته زوجهاي ايراني خوشبخت هم
زياد داريم اما من از ازدواج با يكبرزيلي مثل فابيو خوشحالم؛ او خيلي خوب
است و شخصيت و علاقهاش به ايران او را فردي قابل احترام براي من كرده
است.
• فابيو كه از مسائلي مانند مهريه
سردر نميآورد، اما خانوادهام اعتقاد داشتند براي زندگي با يك خارجي بايد
گارانتي وجود داشته باشد و او يك باب آپارتمان بهنام من خريد، ولي مهريه
به شكل مرسوم نـــداشتم.